خرید بک لینک
باران دوباره عطر تو را جار میزند این دل چرا ندیده تو را زار میزند مفهوم رعشه های غزلها فقط تویی این یاد توست تیشه به دیوار میزند محصول یک رمان عجیبست شعر من چون بوف کور , طعنه به آوار میزند این کوچه عاشقست تو را ضجه میزند اما دلت , به کوچه ی انکار میزند پشت نگاه سرد و زمستان شعر من مردی نشسته بوسه به سیگار میزند با بوسه های داغ , خودش را به گردنت این بار شاعری , به خدا دار میزند سمانه_تیموریان(آسمان)

برچسب: نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت: 10:35

از خود و دنیایم طلب دارم خون سرفه های مغز خودکارم تصویر محوی روی یک دیوار شعری پر از اندوهِ بسیارم زانو زدم در عمق یخبندان قطبی ترین احساس دنیایم سرما شبیخون زد به آغوشم هرشب برایت درد می زایم یک دکمه مانده تا صعود از تو ای انجماد زیرِ پیراهن با تو و آغوشت می آمیزم ای درد عریان وجود من در پیچ و تاب روده دنیا از روی جسم دیگران رد شو فرقی ندارد چاه با چاله گاهی شبیه دیگران بد شو گاهی برایم مثل دیواری شخصی شبیه دیگران هستی تعارف ندارم ساده میگویم زخمی درون استخوان هستی زانو زدم در عمق تنهاییم سر میروم از کاسه ی دنیا از هم بدر اجزای جانم را ای شعر غمگین پر از آیا سمانه_تیموریان(آسمان)@teymoorian

برچسب: h,o logo, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت: 10:35

" دلتنگیم با مرگ هم پایان ندارد "1 در چنته اش دنیا به جز هذیان ندارد یک گوشه در شعرم همیشه خانه دارد اما به اعجاز غزل ایمان ندارد روکن تمام آنچه را در سینه داری لطفی دگر این قصه ی پنهان ندارد حتما برایم یک غزل باید بخوانی دیگر گریز از عشق تو امکان ندارد خم شد به زیر باد وباران برگ و بارم این کشتی طوفان زده سکان ندارد امشب پرم از آتش و حسی معطر شاعر شدم دردم دگر درمان ندارد هی کوچه کوچه خاطراتش را شمردم این قافیه راهی بجز باران ندارد سمانه تیموریان (آسمان) 1. محسن محمدی این غزل ماحاصل بداهه سرایی در جمع دوستان و اساتید عزیزم است

برچسب: نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت: 10:35

پشت سرم چیزی نیست جز ... عریانی روحی پای در زنجیر و روبرو ... قـــــــــــــــــــطاری که تو را میبــــــــرد سمانه تیموریان

برچسب: قطار,قطار الرياض,قطار الحرمين, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت: 10:35

آهسته قدم بردار این خاطره بارانیست بر دوش جهان من یک کوه پریشانیست در جیب دلش امشب این شعر تبر دارد در باور پاییزیش جز مرگ مگر دارد؟ این جمعه بی مادر خمیازه کشداریست سردرد پس از شعر و پتیاره بیماریست با رفتن او در شعر دیوار مسجل شد بر کنگره های شهر آوار مسجل شد یک جمعه ی حلق آویز سرگیجه این پرگار این نقطه پایان است دیوار پس از دیوار سمانه تیموریان(آسمان)

برچسب: آهسته قدم بردار,شب یلدا قدم آهسته بردار,شب يلدا قدم آهسته بردار, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت: 10:35

صفحه بندی